اعترافات علمای اهل سنت در صحت و درستی حدیث منزلت
1- ابو عبدالله بخاری در جلد سیم از کتاب مغازی در باب غزوه تبوک و در کتاب بدءالخلق صحیح خود در مناقب علی (ع)
2- مسلم ابن حجاج در ص 236و237 جلد دوم صحیح خود چاپ مصر سال 1290 و در کتاب فضل الصحابه باب فضائل علی (ع)
3- امام احمد حنبل در جلد اول مسند در وجه تسمیه حسنین و در حاشیه جزء پنجم همان کتاب
4- ابو عبد الرحمن نسائی از خصائص العلویه هیجده حدیث نقل نموده
5- محمد ابن سوره ترمذی در جامع خود
6- حافظ ابن حجر عسقلانی در جلد دوم اصابه
7- ابن حجر مکی در صواعق محرقه باب 9
8- حاکم ابو عبدالله محمد ابن عبدالله نیشابوری در جلد سیم مستدرک
9- جلال الدین سیوطی در تاریخ الخلفاء
10- ابن عبدربه در جلد دوم عقد الفرید
11- ابن عبد البر در جلد دوم استیعاب
12-محمد ابن سعد کاتب الواقدی در طبقات الکبری
13- امام فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب
14- محمد بن جریر طبری در تفسیر و تاریخ خود
15- سید مومن شبلنجی در ص 68 نور الابصار
16- کمال الدین ابو القاسم محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول
17- میر سید علی بن شهاب الدین همدانی در اخر مودت هفتم از موده القربی
18- نورالدین علی بن محمد مالکی مکی معروف به ابن صباغ در فصول المهمه
19- علی ابن برهان الدین شافعی در جلد دوم سیره الحلبیه
20- علی ابن الحسین مسعودی در جلد دوم مرج الذهب
21- شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 9 و 17 ینابیع الموده و مخصوصا در باب 6 هیجده خبر از بخاری ومسلم و احمد و ترمذی و ابن ماجه و ابن مغازلی و خوارزمی و حموینی نقل نموده است
22-مولی متقی در جلد ششم کنزالعمال
23- احمد ابن علی خطیب در تاریخ بغداد
24- ابن مغزلی شافعی در مناقب
25- موفق بن احمد خوارزمی در مناقب
26- ابن اثیر جزری علی بن محمد در اسدالغابه
27- ابن کثیر دمشقی در تاریخ خود
28- علاءالدوله احمد بن محمد در عروه الوثقی
29- ابن اثیر مبارک ابن محمد شیبانی در جامع الاصول فی احادیث الرسول
30- ابن حجر عسقلانی در تهذیت التهذیب
31- ابو القاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) در جلد دوم محاضرات الادباء و دیگران از محققین اعلام اهل سنت این حدیث شریف را با الفاظ مختلفه از جمع کثیری از اصحاب رسول الله (ص) نقل نموده اند از قبیل خلیفه عمربن خطاب، سعد بن ابی وقاص ، عبدالله بن عباس (حبرامت)، عبدالله بن مسعود، جابر بن عبدالله انصاری، ابوهریره، ابو سعید خدری، جابر بن سمره ، مالک بن حویرث، براء بن عازب، زیدبن ارقم، ابورافع، عبدالله بن ابی اوفی، حذیفةبن اسید ، انس بن مالک ، ابو بریده اسلمی،ابو ایوب انصاری، سعید ابن مسیب، حبیب بن ابی ثابت، شرحبیل بن سعد ، ام سلمه (زوجة النبی ص )، اسماءبنت عمیس (زوجه ابوبکر)،عقیل ابن ابی طالب ، و جماعتی دیگر از اصحاب که مجال ذکر نام تمامشان نیست از خاتم الانبیاء نقل نموده اند که فرمود:(( یا علی انت منی بمنزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی))
یا علی تو از من بمنزله هارونی از موسی الا انکه بعد از من پیغمبری نخواهد امد.
و برای مزید بینای و بیان حال بیان می کنیم سند این حدیث شریف را به طریقی دیگر که از عمر بن خطاب:::
ابوبکر محمد بن جعفر المطیری و ابواللیث نصربن محمد السمرقندی الحنفی در کتاب (مجالس) و محمد بن عبد الحمن ذهبی در ریاض النضره و مولی علی متقی در کنزالعمال و ابن صباغ مالکی در فصول المهمه نقلا از خصایص و امام الحرم در ذخایر العقبی و شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع الموده و ابن ابی الحدید در جلد سوم شرح نهج از نقض العثمانیه شیخ ابو جعفر اسکافی با مختصر اختلافی در الفاظ از ابن عباس (حبرامت) نقل نموده اند که گفت روزی عمر بن الخطاب گفت واگذارید نام علی را (یعنی انقدر از علی غیبت نکنید) زیرا من شنیدم از پیغمبر (ص) که فرمود در علی سه خصلت است ( که اگر یکی از انها برای من که عمر هستم بود دوست تر میداشتم از هر انچه افتاب براو میتابد) انگاه گفت :کنت انا و ابو بکر و ابو عبیدة بن الجراح و نفر من اصحاب رسول الله و هو متکی علی علی بن ابی الطالب حتی ضرب بیده منکبیه ثم قال انت یا علی اول المومنین ایمانا و اولهم اسلاما و ثم قال انت منی بمنزله هرون من موسی و کذب علی من زعم انه یحبنی و یبغضک=من و ابو عبیده جراح و عده ای از اصحاب حاضر بودیم رسول اکرم صلی الله علیه و اله تکیه داده بود بر علی بن ابیطالب تا انکه زد بر شانه های علی و فرمود تو با علی اول مومنین هستی از حیث ایمان و اول مسلمین هستی از حیث اسلام انگاه فرمود یا علی تو از من بمنزله هرونی از موسی و دروغ گفته است بر من کسیکه گمان میکند مرا دوسن میدارد در حالیکه تو را دشمن میدار
و اما در اعتراف علمای اهل سنت در باره حدیث منزلت و گفته های ایشان :
ابن ابی حدید در شرح نهج البلاغه ذیل نقل این حدیث گوید که :
(پیغمبر باین حدیث و بیان شریف اثبات کرد برای علی ابن ابی طالب (ع) جمیع مراتب و منازل هارونی را از موسی و اگر محمد (ص) خاتم الانبیاء نبود هر اینه(علی) شریک در امر پیغمبری او هم بود ولی بجمله انه لا نبی بعدی میرساند که اگر بنا بود پیغمبری بعد از من بیاید علی واجد ان مقام بود لذا نبوت را استثناء نموده و انچه ماعدای نبوت است از مراتب هارونی در ان حضرت ثابت است.
و از دیگر علمای اهل تسنن محمد بن طلحه شافعی در اول مطالب السئوال پس از کشف اسراری در بیان منزلت هارونی و تو ضیحاتی که میدهد اظهار نظر می دارد که:(فتلخیص منزلة هرون من موسی انه کان اخاه و وزیره و عنصده و شریکه فی النبوة و خلیفته علی قومه عند سفره و قد جعل رسول الله علیا منه بهذهالمنزلة و اثباتها له الا النبوه فانه استثناها فی اخر الحدیث بقوله صلی الله علیه انه لا نبی بعدی فبقی ما عدا النبوة المستثناه ثابتا لعلی (ع) من کونه اخاه و وزیره و عضده و خلیفته علی اهله عند سفره الی تبوک و هذه من المعارج الشراف و المدارج الازلاف فقد دل الحدیث بمنطوقه و مفهومه علی ثبوت هذه المزیة العلیه لعلی (ع) و هو حدیث متفق علی صحته )یعنی:خلاصه از بیانات انکه منزلت هرون از موسی ان بود که برادر و وزیر و بازو و شریک در نبوت و خلیفه و موسی بر قومش بود پس پیغمبر خاتم هم علی را در حدیث شریف صاحب مقام و منزلت هارونی قرار داده باستثناء نبوت پس باقی میماند برای او انچه ما عدای نبوت است از برادری و وزارت و خلافت او بر قومش و این خصیصه از معراج شرافت و مدارج علیا است برای علی علیه السلام پس این حدیث از حیث منطوق و مفهوم دلالت دارد بر ثبوت این مزیه بزرگ برای انحضرت - و این حدیثی است که عموم اتفاق بر صحت ان دارند).
و همین کلام را ابن صباغ مالکی در فصول المهمه و دیگران از اکابر علماء اهل سنت که ذکر نام تمامشاش از حوصله خارج است اورده اند
. و از بزرگترین علمای اهل سنت که محل وثوق علمای رجال اهل سنت میباشد ملا علی بن سلطان محمد هروی قاری است که وقتی خبر فوت او رسید علمای مصر در حضور زیاده از چهار هزار نفر برای او نماز غیبت خواندند صاحب تصانیف و تالیفات بسیاری است که در (مراة شرح بر مشکوة)
در شرح حدیث منزله گفته:(فیه ایماء الی انه لو کان بعده نبیا لکان علیا)یعنی در حدیث اشاره است باینکه اگر بنا بود بعد از خاتم الانبیاء پیغمبری باشد ان علی (ع) بود.
و باز از جمله علمی اهل تسنن که از اکابر علما می باشد جناب غلامه شهیر جلال الدین سیوطی در اخر کتاب (بغیة الواعظ فی طبقات الحافظ) با ذکر سلسله روات تا بجابر بن عبدالله انصاری که رسول اکرم(ص) به امیر المومنین فرمود: اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی و لو کان لکنته(خلاصه معنی انکه اگر بنا بود پیغمبری بعد از من باشد تو ان بودی یا علی.
و نیز میر سید علی همدانی فقیه شافعی از علما اهل سنت در حدیث دوم از مودة ششم (مودة القربی) از انس ابن مالک روایت نموده که پیغمبر (ص) فرمود:( ان الله اصطفانی علی الانبیاء فاختارنی و اختارلی وصیا و خیرت ابن عمی وصیی یشد عضدی کما یشد عضد موسی باخیه هرون و هو خلیفتی و وزیری و لو کان بعدی نبیا لکان علی نبیا و لکن لا نبوة بعدی)=یعنی:بدرستیکه خداوند برگزید مرا بر انبیاء و اختیار نمود مرا ( به برگزیدگی) پس اختیار نمود برای من وصیی و برگزید پسر عمم (علی) را وصی من و محکم نمود بازوی مرا هم چنانکه محکم نمود بازوی موسی را به برادرش هرون و او است (یعنی علی) خلیفه و وزیر من اگر بنا بود بعد از من پیغمبری هر اینه علی پیغمبر بود و لکن بعد از من پیغمبری نخواهد بود.
و چون از منازل و مراتب هارونی نبوت مستثنی شده باستثنای متصل قطعا ما عدای ان بشهادت علمای اهل سنت که ذکر نمودیم برای علی (ع) باقی و ثابت میماند که از همه ان منازل بالاتر منزله خلافت و افضلیت است که در خلافت هرون قران مجید صراحت دارد در سوره اعراف می فرماید :
وقال موسی لاخیه هرون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین
یعنی:موسی (ع) ببرادرش هارون(ع) گفت خلیفه و جانشین من باش در قوم من و راه صلاح پیش گیر و پیرو اهل فساد مباش.