واقعیت شفاعت وتوسل باتوجه به ایات قران و روایات اهل سنت
در مورد شفاعت ؛مگر نه اینکه در سوره یوسف آمده که؛ ((قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین(97)قال سوف استغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم(98)=گفتند:ای پدر!برای گناهان ما آمرزش بخواه،که ماخطا کار بودیم(97)گفت:برای شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست،که او امرزگارو رحیم است(98).
اگر شفیع قرار دادن صالحان شرک بودیا عمل نادرستی بود چرا در این جا که برادران خطاکار یوسف از پدرشان حضرت یعقوب خواستند تا اوبرایشان از درگاه خدا آمرزش بخواهد،پدرشان یعقوب که از پیامبران بود آنها را منع نکرد که کار شما شرک یا ناپسند است؟یعقوب که پیامبر بود؟و میدانست شرک کدام است و کدام نیست وناپسند و وپسندیده کدام است،نه تنها یعقوب علیه السلام پسران خود را منع نکرد ،بلکه با این گفته که برای شما از درگاه خداوند امرزش میخواهم کار آنها را تائید کرد.حال شاید گفته شود که یعقوب زنده بودو از زندگان شفاعت خواستن ایرادی ندارد،و از مردگان شفاعت خواستند ایراد دارد. در این صورت با این آیه چه خواهید کرد که می فرماید؛ ((ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم برزقون=هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند،مرده مپندارید،بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند(ال عمران آیه 169))ایا غیر از موجود زنده روزی خورانده و داده می شود ؟
و آیه ای دیگر که میفرماید:((و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموت بل احیائ و لکن لا تشعرون=کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده نخوانید، بلکه زنده اند ، ولی شما نمی دانید(بقره آیه154))و همچنین در حدیث از ابو عبدالله ،محمد بن اسماعیل بخاری جعفی،صحیح بخاری،ج1،ص462،باب85،حدیث1304امده که ؛((پیامبر (ص) به کنار (قلیب بدر))(جای که کشته شدگان سپاه شرک در آن افکنده شدند) آمد،خطاب به کشتگان مشرکان فرمود:آنچه را که خدای مان به ما وعده داده بود حق یافتیم؛آیا شما نیز وعده خدای تان را حق یافتید؟ به حضرت گفته شد مردگان را (به پاسخ می خوانید!؟پیامبر (ص) فرمود:شما از آنان شنواتر نیستید))کتاب الجنائز،مبحث عذاب قبر؛و همچنین این روایت را به این شکل نیز نقل کرده است:پیامبر اکرم(ص) بر (قلیب بدر) گذشت و خطاب به کشتگان مشرک فرمود:((آنچه را که خدای تان وعده داده بود حق یافتید؟همراهان گفتند:با مردگان سخن می گوئید؟!پیامبر (ص) فرمودند: شما از آنان شنواتر نیستید،اما آنان توان پاسخ گفتن را ندارند.))
و اینکه در زمان پیامبر صحابه پیامبر (ص)در زمان حیات و پس از وفات آن حضرت،به او متوسل می شدن.پیامبر در زمان حیات خود و پس از او دیگر یاران و اصحاب پیامبر (ص) ،از این کار جلوگیری نمی کردند و اگر توسل به غیر خدا شرک باشد(یا ناپسند)، بی تردید آنان از این کار منع می کردند.چنانچه ((بیهقی سنن کبری؛لبن ابی شیبه،المصنف،چ7،ص481،(طبع دارالفکر،بیروت،1409ق؛و احمد بن زینی دحلان،سیره.)با اسناد صحیح روایت کرده اند :((در روز گار خلافت عمر ، مردم دچار قحطی شدند.((بلال بن حرث))کنار قبر پیامبر (ص) رفت و گفت:ای رسول خدا، برای امتت طلب باران کن که (از گرسنگی وخشکسالگی) در معرض نابودی قرار گرفته اند))الدرر السنیة ،ص18،یا رسول الله،استسق لامتک فانهم هلکوا))
می دانیم که بلال مدتی طولانی همنشین و یار پیامبر(ص) و از صحابه بود و احکام را بی واسطه از پیامبر(ص) می گرفت.چنانچه خواندن پیامبر (ص) وتوسل به او شرک و یا ناپسند می بود ،بی تردید بلال مرتکب چنین کاری نمی شد و اگر چنین می کرد دیگر صحابه اورا باز می داشتند.همین مطلب محکمتریم دلیل بر جواز توسل به پیامبر (ص) است.
نیز بیهقی از عمربن خطاب نقل کرده است که رسول خدا فرمود:چون آدم مرتکب خطا شد،گفت:((یا رب أسئلک بحق محمد (ص) الا ما غفرت لی...؛=خداوندا،از تو می خواهم به حرمت محمد (ص) گناه مرا ببخشی.... .)(سمهودی،خلاصة الکلام ،ص17،(چاپ مصر،1305)وطبرانی،المعجم الکبیر،ج9،ص18.))بنابر این اگر توسل به پیامبر (ص) حرام و شرک بود هرگز حضرت آدم چنین کاری نمی کرد.
در روایت دیگری آمده است:
((چون منصور دوانیقی روانه حج شد، به زیارت قبر پیامبر (ص) نیز رفت. در آن جا به (مالک بن انس بن مالک بن عیمان بن خثیل بن عمرو ))پیشوای مالکیان گفت:ای ابوعبدالله،رو به قبر بایستم و به درگاه خدا دعا کنم،یا این که رو به قبر پیامبر خدا کنم؟ ماک گفت:چرا از پیامبر که وسیله تو و پدرت آدم به در گاه خداوند است روی بگردانی؟ روی به جانب او بکن و او را شفیع خود قرار ده که خداوند(بی تردید)خداوند شفاعت او را درباره ات می پذیرد زیرا خداوند فرموده است:...ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروا الله واستغفروا لهم الرسول لوجدوا الله توبا رحیما=واگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند،پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر (نیز برای آنان طلب آمرزش می کرد قطعا خدا را توبه پذیر مهربان می افتند (سوره نساء آیه 64) خلاصة الکلام ،ص17))عبارت ((او وسیله (واسطه)تو و پدرت آدم به درگاه خداوند است))دلیل محکمی بر جواز،بلکه مستحب بودن توسل به پیامبر(ص) می باشد.