چنانچه دانشمندان بزرگ اهل سنت حديثي را نقل كرده اند، مانند:بخاری كه آن را در چند جای صحیح خود نقل نموده(در کتاب علم،ص22،جزءاول و در موارد دیگری که محققان می دانند.)و مسلم در صحیح خود در آخر وصایا،آن را آورده است(در صفحه 14،جزء دوم)احمد بن حنبل در مسند(جزء اول،صفحه 325) از ابن عباس و همچنین سایر نویسنگان سنن و اخبار آن را نقل نموده اند.و از دیگر دانشمندان اهل سنت ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری،در کتاب سقیفه (چنان که در صفحه 20،جلد دوم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است) از ابن عباس آورده است که به هنگام احتضار پیامبر،مردانی در خانه بودند:عمربن خطاب جزو آنان بود،رسول خدا(ص) فرمود:دوات و کاغذی بیاوردید تا برای شما نامه ای بنویسم که پس از من فهرگز گمراه نشوید.عمر در این موقع کلمه ای گفت که معنایش چنین است :درد بر پیامبر غلبه کرده است و سپس اضافه کرد ((حسبنا کتاب الله :کتاب خدا ما را کفایت می کند)) با توجه به حديث بالا ،مي گويئم كه؛ اگر حديث ثقلين آن طور باشد كه اهل سنت نقل كرده اند(كتاب الله و سنتي)،آن وقت مي گوئيم كه اي اهل سنت چرا عمر ابن خطاب سنت پيامبر را رها كرد و گفت (( حسبنا كتاب الله))مگر نه اينكه شما در بعضي از كتب خود ((برخلاف آنچه در كتب معتبر شما مانند صحيح مسلم و سنن ترمذي آمده))،حديث ثقلين را اينگونه نقل كرده ايد كه((اني تاركم فيكم كتاب الله و سنتي ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا......))،آيا مگر نه اينكه تنها راه نجات ازگمراهي طبق اين حديث تمسك به كتاب الله و سنت پيامبر (ص) است،پس چرا عمر بن خطاب در اين جا تمسك به سنت را رها كرد و تنها كتاب خود را حسب كار خود گرفت؟آيا طبق حديث بالا عدم تمسك به سنت گمراهي نيست؟ يا اين كه اين حديث اصلا بصورت كتاب الله و سنتي نيست ؟و طبق آنچه در صحاح شما آمده ((كتاب الله و عترتي اهل بيتي )) هست؟ كه در آن صورت باز هم ايراد بر شما و خلفاي شما گرفته مي شود كه چرا اولا عمر در اين جا تمسك به اهل بيت را رها كرد و فرمان سرور اهل بيت پيامبر را نافرماني كرد و تمسك به آن نكرد ؟ و چرا شما به اهل بيت پيامبر (ص) تمسك نمي كنيد و عقايد و احكام خود را از ديگران چون ابو حنبفه و مالكي و شافعي و ديگران اخذ ميكنيد؟