اعترافات علمای اهل سنت در حقانیت امام زمان حضرت مهدی (عج)
برای اتمام حجت بر اهل سنت و افزودن یقین بر شیعیان در اینجا روایاتی را که دانشمندان اهل سنت از مورخین و محدثین آنها ،از پیامبر نقل کرده اند را میآوریم
از دانشمندان اهل سنت (خواجه کلان شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 73 ینابیع المودة)و (علامه سمهودی شافعی در جواهر العقدین)و(ابن حجر مکی در صوائق محرقه)و(طبرانی در اوسط از ایوب انصاری و علی بن هلال)؛
(به مختصر تفاوتی در الفاظ و عبارات)نقل نموده اند که ؛
در مرض موت رسول اکرم (ص)فاطمه سلام الله علیها گریه میکرد رسول اکرم(ص)فرمود؛((ان لکرامة الله ایاک زوجک من هو أقدمهم سلما و اکثرهم علما=از جمله کرامتهای پروردگار بتو آن است که تزویج کرد تورا بکسی که اقدم مردم است اسلاما و بیشتر آنها از حیث علم و دانش))آنگاه (پیامبر(ص))فرمود؛((خداوند متعال نظر فرمود بر اهل زمین پس مرا اختیار نمود پیغبر مرسل آنگاه نظر دیگر فرمود علی را برگزید بوصایت پس بمن وحی کرد که تورا تزویج نمایم باو وقرار دهم اورا وصی خودم. یا فاطة منا خیر الانبیاء و هو أبوک و منا خیر الاوصیاء و هو بعلک و منا خیر الشهداء و هو حمزةعم ابیک و منا من له جناحان یطیر بهما فی الجنة حیث شاء و هو جعفر ابن عم ابیک و منا سبطا هذة الامة و سیدا شباب اهل الجنة الحسن و الحسین و هما ابناک و الذی نفسی بیده منا مهدی هذه المة و هو من ولدک=یا فاطمه از ماست بهترین انبیاء و او پدر تو میباشد و از ماست بهترین اوصیاء و او شوهر تو میباشد و از ماست بهترین شهداء و او حمزه عموی پدر تو میباشد و از ماست کسیکه برای او است دو بال که پرواز میکند بآنها در بهشت و او جعفر پسر عموی پدر تو میباشد و از ما است دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشست حسن وحسین و آنها پسرهای تو هستند بآن خدائی که جان من در ید قدرت او است از ماست مهدی این امت و او از اولاد تو میباشد))
و از دیگر دانشمندان اهل سنت(شیخ سلیمان حمیونی در فرائد السمطین وشیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 77 ینابیع المودة از عبایة بن ربیع از جابر بن عبدالله انصاری) نقل مینمایند که رسول اکرم (ص) فرمود؛((انا سید النبین و علی سید الوصین وان اوصیای بعدی اثنا عشر اولهم علی و آخرهم القائم المهدی(ع)=من آقای انبیاء و علی آقای اوصیاء میباشد و بدرستی که اوصیاء من بعد از من دوازده نفرند اول آنها علی و آخر آنها قائم المهدی میاشد))
واز سیلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی نقل میکنند که گفت وارد شدم بر روسل اکرم (ص) دیدم حسین بر پای آن حضرت نشسته و پیوسته دو طرف صورتش را میبوسید و میفرمود؛((انت سید بن السید اخو السید وانت امام بن امام و انت حجة بن الحجة أخو الحجة ابو حجج تسعة تاسعهم قائمهم المهدی(ع)=توئی سید پسر سید و توئی اما پسر امام برادر امام و توئی حجة پسر حجة و برادر حجة و پدر حجتهای نه گانه که نهمی آنها قائم مهدی میباشد))
و نیز شیخ السلام حموینی در فرائد از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل میکند که رسول اکرم (ص) فرمود؛
((ان خلفای و اوصیای و حجج الله علی الخلق بعدی الاثنا عشر أولهم علی وآخرهم ولدی المهدی فینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلی خلف المهدی و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق والمغرب=بدرستیکه خلفاء و اوصیاء من و حجتهای خدا بر خلق بعد از من دوازده نفرند اول ۀنها علی و آخر آنها فرزند من مهدی است پس نازل میگردد عیسی بن مریم روح الله پس نماز میگذارد عقب مهدی و روشن میکند (آن مهدی) زمین را بنور خدا و میرساند سلطنت اورا بمشرق و مغرب))
ونیز سعید بن جریر از ابن عباس(حبرامت) نقل میکند که رسول اکرم (ص) فرمود؛((ان علیا وصیی و من ولده القائم المنتظر المدی الذی یملاء الارض قسطا و عدلا کما مائت جورا وظلما والذی بعثنی بالحق بشیرا و نذیرا ان الثابتین علی القول بامامته فی زمان غیبة لا غز من الکبریت الاحمر فقام الیه جابر بن عبدالله فقال؛یا رسول الله و للقائم من ولدک غیبة قال(ص) ای و ربی ولیمحص الله الذین آمنوا ویمحق الکافرین ثم قال یا جابر ان هذا امر من امر الله و سر من سر الله فایاک والشک فان الشک فی امر الله عزوجل کفر=بدرستی که علی وصی من است و از اولاد او قائم نتظر مهدی است که پر میکند زمین را از عدل و داد همچنانکه پر شد باشد جور و ظلم بآن خدائی که مرا بحق مبعوث گردانیده بشارت دهنده و بیم دهنده بدرستی که ثابتین بر قول و عقیده بامامت آنحضرت در زمان غیبتش عزیزترند از کبریت احمر جابر از جا برخاست عرض کرد یا رسول الله برای قائم از فرزند شما غیبتی است؟ فرمودند آری قسم بپروردگار من آگاه آیه 135 سوره (آل عمران) را قرائت نمودند.یعنی پاک و پاکیزه گرداند خدا مومنان را از گناهان در وقت مغلوبیت ایشان و نیست گرداند و هلاک سازد کافران را اگر مغلوب گردند(ملخص معنی آنکه در آن غیبت اگر دولت بر مومنان باشد بجهت تمیز است و استشهاد و تمحیص و غیر آن از آنچه اصلح باشد مر ایشان را-واگر بر کافرانست بجهت محق و محو آثارایشانست)پس از آن (پیامبرص)فرمود؛ ای جابر این غیبت امری است از امر خدا وسری است از سر خدا پس بپرهیز از شک بدرستی که شک در امر خدای عزوجل کفر است))
و نیز خواجه کلان حنفی در باب 79 ینابیع المودة از فصل الخطاب خواجه سید محمد پارسا که از اکابر علمای عامه است نقل میکند که گوید از امامان اهل بیت طهارت ابو محمد امام حسن عسکری (علیه السلام) میباشد که متولد گردیده در سال 231 روز جمعه ششم ربیع الاوب و بعد از پدر بزرگوارش شش سال زندگانی نمود و در پهلوی پدرش دفن گردیده آنگاه نوشت؛((و لم یخلف ولدا غیرأبی القاسم محمد المنتظر المسمس بالقائم و الحجة والمهدی و صاحب الزمان و خاتم الأمة الاثنا عشر عند الامامیة و کان مولد المنتظر لیلة النصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مأتین امه ام ولد یقال لها نرجس توفی أبوه و هو ابن خمس سنین فاختفی الی الان=برای آنحضرت(یعنی امام حسن عسکری) فرزندی نماند مگر ابوالقاسم محمد منتظر نامیده شده بقائم و حجة و مهدی و صاحب الزمان و خاتم امامن دوازده گانه نزد امامیه و مولد آن امام منتظر نیمه شعبان سال دویست و پنجاه بوده است و مادرش ام ولد بود که او را نرجس میگفتند و در موقع وفات پدر بزرگوارش پنج ساله بوده و الی الان مخفی و پنهان میباشد))
حافظ ابن حجر مکی (از دانشمندان اهل سنت)در صوائق المحرقه بعد از شرح حالات حضرت عسکری امام یازدهم گوید؛((و لم یخلف غیر ولده(ابی القاسم محمد الحجة) و عمره عند وفات ابیه خمس سنین لکن اتاه الله (تبارک تعالی) فیها الحکمة و بسمی القائم المنظر لانه ستر بامدینة و غاب فلم أین ذهب=باقی نماده برای آن حضرت مگر فرزندش ابی القاسم محمد حجة و عمر آنحضرت در وقت وفات پدرش پنجساله بوده است لکن در همان طفولیت خداوند متعال اورا حکمت داده بود و نامیده شد بقائم نتظر برای آنکه آنحضرت غیبت نموده و پنهان شد و شناخته نشد بکجا رفت))
و دوباره از دانشمندان اهل سنت (شیخ سلیمان حنفی از باب 71 تا باب 86 را اختصاص داده است بحالات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه- و نقل نموده است اقوال اکابر علماء خودشان را از هاشم بن سلیمان در کتاب المحجة- و علامه سمهودی در جواهر العقدین و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه- و محمد بن ابراهیم در فرائد السمطین- و محمد الصبان المصری در اعاف الراغبین- و محمد بن طلحه در مطالب السئول- صلاح الدین صفدی در شرح الدائره- وابو نعیم در حلیة الاولیاء- و ابن صباغ در فصول المهمه- و گنجی شافعی در کتاب البیان- و خوارزمی در مناقب- و غیرهم از بسیاری از صحابه- و مخصوصا باب 82 را اختصاص داده بکسانی که حضرت مهدی را در زمان حیات پدر بزرگوارش دیدند باین عنوان:
((فی البیان الامام ابومحمد الحسن العسکری اری ولده القائم المهدی لخواص موالیه و اعلمهم ان الامام من بعده ولده رضی الله عنهما=در بیان آنکه امام ابو محمد حسن العسکری نشان داد:فرزندش قائم مهدی را بخواص دوستانش و بآنها تعلیم نمود که امام بعد از او فرزندش مهدی میباشد.))
و در این بابا دوازده خبر نقل میکند که از جمع بسیاری که حضرت مهدی را در زمان پدرش امام حسن عسکری زیارت نمودند.
و در باب 83 همان کتاب یازده خبر نقل میکند از کسانیکه در غیبت کبری خد.ت آنحضرت رسیده اند باین عنوان.
((فی بیان من رای صاحب الزمان المهدی (علیه السلام) بعد غیبة الکبری= دربیان کسانیکه دیده اند صاحب زمان مهدی (ع) را بعد از غیبت کبری ( یعنی در مدت هزار سال).))که از نقل آن اخبار جهة حفظ اختصار صرف نظر میکنیم هر کس طالب است باصل کتاب ینابیع المودة مخصوصا باب 82 و83 مراجعه نماید تا کشف حقیقت شود.
خلاصه اکثر علماء منصف اهل سنت با نقل اخبار بسیار که ضیق صفحات مجال نقل همه آنها را نمی دهد اظهار عقیده و نظر هم نموده اند که مراد از حضرت مهدی ابی القاسم محمد فرزند برومند حضرت امام حسن عسکری میباشد.
محمد طلحه شافعی در مطالب السئول فی مناقب آل الرسول در حق آنحضرت گوید؛(( هو ابن أبی محمد العسکری و مولده بسامراء=او فرزند ابی محمد امام حسن عسکری میباشد و محل تولدش سامراء بوده است))
و نیز دوباره از دانمندان اهل سنت شیخ صلاح الدین صفدی در شرح الدائره نوشته است.
((ان المهدی الموعود هو الامام الثانی عشر من الائمة اولهم سیدنا علی و آخرهم المهدی رضی الله عنهم=بدرستیکه مهدی موعود او امام دوازدهم از ائمه ای میباشد که اول آنها علی و آخر آنها مهدی رضی الله عنهم است))
و دوباره خواجه کلان بلخی حنفی در آخر باب 79 ینابیع المودة بعد از نقل اقوال اکابر علماء اهل سنت راجع بحضرت مهدی (علیه السلام) و ولادت آنحضرت چنین اظهار عقیده نموده
((المعلوم المحقق عند الثقات ان ولادة القائم (علیه السلام) کانت لیلة الخامس عشر من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین فی بلده سامراء عند القران الاصغر الذی کان فی القوس و هو رابع القران الاکبر الذی فی القوس و کان الطالع الدرجة الخامسة و العشرین من السرطان و زایجتة المبارکة فی افق سامراء=معلوم و محقق است نزد ثقات اینکه ولادت قائم(ع) در شب پانزدهم شعبان سال دویست و پنجاه بوده است در سامراء نزد نزد قرآن کوچک آن چنانه ای که باشد در قوس و او چهارم قران بزرگ آنچنان ایست که در قوس و بوده است طلع او در درجه بیست و پنج از سرطان و زایجه مبارکه او در افق سامراء بوده است))
و ابوعبیده فقیه محمد بن یوسف گنجی شافعی در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان در آخر باب 20 نوشته است ((ان المهدی ولد الحسن العسکری فهو حی موجود باق منذغیبته الی الان و لا امتناع فی بقائه بدلیل بقاء عیسی و الحضر و الیاس علیهم السلام= بدرستی که مهدی فرزند حسن عسکری زنده و موجود و باقیست غیبت او الی الان و امتناعی ندارد بقای او بدلیل بقای عیسی و خضر و الیاس علیهم السلام))
و محمد بن طلحه شافعی در باب 12 مطالب السئول فی مناقب آۀ الرسول با دلائل بسیاری اثبات وجود حضرت محدی عجل الله تعالی فرجه را مینماید باین عنوان الباب الثانی عشر فی ابی القاسم محمد بن الحسن الخاص بن علی المتوکل بن محمد القانع بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفردالصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحین الزکی بن علی المرتضی امیر المومنین بن ابی طالب ،المهدی الحجة الخلف الصالح المنتظر علیهم السلام.و ابتداء مینماید این باب را به اشعاری در دیحه آنحضرت و اثبات مقامات عالیه آن وجود مقدس که برای اثبات مرام ذکر میشود.
فهذا الخلف الحجة قد ایده الله
هذا یا منج الحق و اتاه سجایاه
واعلی فی ذری العلیا التأییدمرقاه
واتاه خلی فضل عظیم فتحلاه
وقد قال رسول الله قولا قدرویناه
وذوالعلم بما قال اذا ادرک معناه
یری الاخبار فی المهدی جائت بمسماه
و قد ابداه بالسنة والوصف وسماه
ویکفی قوله منی لاشراق محیاه
و من بضعة الزهراء مرساه و مرساه
و لن یبلغ ما اوتیه امثال واشباه
فمن قالوا هو المهدی مامانوا بمافاه
بیش از یک ورق با دلایل عقلیه و براهین نقیله ثابت مینماید که جمیع اخبار مأثوره از رسول اکرم (ص) و ادله و علاماتی را که راجع بحضرت مهدی بیان نموده و در کتب فرقین حتی صحیح بخاری و مسلم و تزمذی نقل گردید کاملا مطابقت دارد محمد المهدی خلف صالح حضرت عسکری عجل الله فرجه که در ایام معتمد علی الله خلیفه عباسی در سامراء متولدو از ترس اعادی پنهان گردیده.
و نیز قاضی روزبهان ه از اکابر متعصبین علماء اهل سنت میباشد که از شدت تعصب انکار اخبار صحیحه صریحه را مینماید ولی در موضوع حضرت ولی عصر مهدی آۀ محمد عجل الله تعالی فرجه موافقت با نظر و عقیده امامیه اثنا عشریه دارد و عجب آنکه درکتاب ابطال الباطل که رد بر نهج الحق علامه حلی قدس سره (یعنی بر رد شیعیان نوشته) کلماتی در فضائل مناقب اهل بیت طهارت دارد که از جمله اشعاری در مدح ائمه اطهار انشاء نموده که اشاره بحضرت مهدی و ظهور آنحضرت مینماید که بمناسبت مقام ذکر مینمائیم که گوید؛
سلام علی المصطفی المجتبی سلام علی السید المرتضی
سلام علی سیدتنا فاطمة من اختارهاالله خیر النساء
سلام من المسک انفاسه علی الحسن الالمعی الرضا
سلام علی الاورعی الحسین شهیدیری جسمه کربلا
سلام علی السید العابدین علی بن الحسین الزکی المجتبی
سلام علی الباقر المهتدی سلام علی الصادق المقتدی
سلام علی الکاظم الممتحن رضی الرضا سید الاصفیاء
سلام علی المتقی التقی محمد الطیب المرتجی
سلام علی الا لمعی النقی علی المکرم هادی الوری
سلام علی السید العسکری امام یجهز جیش الصفا
سلام علی القائم المنتظر أبی القاسم الغر نور الهدی
سیطلع کالشمس فی غاسق ینجیه من سفیه المنتفی
تری یملاء الارض من عدله کما ملات جور أهل الهوی
سلام علیه و ابائه وانصاره ما تدوم السماء
ماحصل کلام بمقتضای مقام آنکه بعد از سلام بارواح مقدسه أئمه اثنا عشر و ستودن مراتب و درجات مرتب آنها- بنام امام دوازدهم که میرسد بعد از سلام بر آن حضرت اقرار مینماید که اواست قائم منتظر که کنیه مبارکش ابوالقاسم است و زود است که مانند خورشید تابان طالع و ظاهر گردد و عالم زا پر از عدل و داد کند هم چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
اگر بخواهیم تمام روایات منقوله از کتب دانشمندان از مورخین و محدثین اهل سنت و اظهار عقاید و اعترافات آنها را برا اثبات وجود و حقانیت امام زمان حجت بن الحسن عسکری مهدی ذکرکنیم خود کتابی بسیار بزرگ خواهد شد.
((حدیث عجیبی در فضائل علی علیه السلام و اشاره بحضرت مهدی علیه السلام.))به روایات و تصدیق دانشمندان اهل سنت.
شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 75 ینابیع المودة از ابو الموید موفق بن احمد اخطب خطباء خوارزم بسند خودش از عبدالرحمن بن ابی لیلی از پدرش نقل مینماید که گفت در روز خیبر رسول اکرم (ص) علم را بعلی ابن ابیطالب داد و خداوند بدست آنحضرت فتح نصیب مسلمانان نمود و در غدیر خم بمردم شناسانید علی را باین عبارت که ؛
((انه مولب کل مومن و مومنة و قال له أنت منی و انا منک و انت تقاتل علی التاویل کما قالت علی التنزیل و انت منی بمنزلة هرون من موسی و انا سلم لمن سالمنک و حرب لمن حاربک و أنت العروة الوثقی و أنت تبین ما اشتبه علیهم من بعدی و أنت امام و ولی کل مومن و مومنة بعدی و انت الذی انزل الله فیه و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر و انت الاخذ بسنتی و ذاب البدع عن ملتی و انا اول من انشق الارض عنه و انت معی فی الجنته و اول من یدخلها انا و انت و الحسن و الحسین و فاطمة و ان الله اوحی الی ان اخبر فضلک فقمت به بین الاناس و بلغتهم ما امرنی الله بتبلیغه و ذلک قوله تعالی(یاایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک) الی آخر الایة
آنگاه پیامبر فرمودند؛
یا علی اتق الضغائن التی هی فی صدورهن من لا یظهر ها الا بعد موتی اولئک یلعنهم الله و یلعنهم الاعنون-ثم بکی صلی الله علیه و آله و سلم و قال أخبری جبرئیل أنهم یظلمونه بعدی و ان ذلک الظلم یبقی حتی اذاقام قائمهم-و علت کلمتهم واجتمعت الامة علی محبتهم و کان الشانی لهم قلیلا -والکاره لهم ذلیلا-وکثر المادح لهم- وذلک حین تغیرت البلاد وضعف والیأس من الفرج - فعند ذلک یظهر قائم المهدی من ولدی یقوم یظهر الله الحق بهم وبخمد الباطل باسیافهم و یبتعهم الناس راغبا الیهم او خائفا- ثم قال معاشر الناس ابشروا بالفرج فان وعدالله حق لا یخلف-و قضائه لایرد و هو الحکیم الخبیر و ان فتح الله قریب=بدرستی که علی ابن ابی طالب اولی بتصرف بر هر مومن و مومنه است آنگاه فرمود بعلی تو از منی و من از تو و تو جنگ میکنی بر تأویل (قرآن) همچنانکه من جنگ کردم بر تنزیل (قرآن) و تو از من بمنزله هرونی از موسی و من در سلم و سلامتم با کسیکته با تو در سلم و سلامت باشد و در جنگم با کسیکه با تو در جنگ است و توئی عورة الوثقی و توئی بیان کننده هر چیزی که مشتبه میشود بر آنها بعد از من و توئی امام و ولی هر مومن و مومنه بعد از من (این کلمه بعدی در بسیاری از اخبار رسیده برای اهل بصیرت و انصاف واضح مینماید که کلمه مولی بمعنای اولی بتصرف است نه بمعنای محب و ناصر که اهل تسنن گمان نموده اند و اگر به معنای محب و ناصر بود جمله بعدی معنی نداشت.زیرا دوستی علی و نصرت او در حیات و ممات پیغمبر بایستی عملی باشد نه فقط بعد از پیغمبر او را دوست بدارند و یاری بنمایند پس کلمه مولی بمعنای اولی بتصرف است که در زمان حیات رسول الله خود اولی بتصرف است و بعذ از وفات آن حضرت این مقام مقدس را علی واجداست)و در باره تو نازل گردیده (آیه سه سوره توبه)یعنی ندائیست از خدا و رسول بسوی مردم روز حج اکبر(اشاره است ببردن علی علیه السلام آیات اول سوره برائت را وقرائت نمودن بر اهل مکه) و توئی عمل کننده بسنت من و بر طرف کنند بدعتها از امت من و من اول کسی بودم که بدعتها را بر طرف نمودم و تو با منی در بهشت واول کسی که وارد بهشت میشود من و تو و حسن و حسین و فاطمه هستیم و خداوند وحی نمود که فضیلت و مقام تو را خبر دهم پس بر خواستم بین مردم (در روز غدیر) و رسانیدم ب آ نها آنچه را که خداوند بمن امر نموده بود تبلیغ اورا ایینست(معنی)فرموده حق تعالی که ای پیغمبر و رسول (مکرم)برسان(بمردم)چیزی را که نازل گردیده بتو از جانب خدا تا آخر آیه شریفه.
یا علی بپرهیز از کینه هائی که در سینه ها پنهان است و ظاهر نمیکنند آنرا مگر بعد از مردن من.
آنها کسانی هستند که لعنت میکند آنها را خدا و هر لعنت کننده پس گریه کرد پیغ مبر و فرمود که جیبرئیل مرا خبر داده است که آنها ظلم میکنند بعلی و اهل بیت من و این ظلم باقی میماند تا آنکه قیام نماید قائم آل محمد و بلند شود سخن آنها و اجتماع نمایند امت من بردوستی آنها و دشمن آنها کم باشند و کاره و بی میل به انها ذلیل باشند و زیاد شود مدح کنندگان آنها و آن در زمانی خواهد بود که شهرها تغییر پیدا می نماید و مردم ضعیف گردند و از فرج ظهور مأیوس شوند.
پس در آن وقت ظاهر می گردد قائم مهدی از فرزندان من و قیام مینماید و ظاهر میکند خداوند بآل محمد حق را و بشمشیرهای آنها باطل را از میان میبرد و مردم بشارت باد شما را بفرج پس بدرستیکه وعده خداوند حق است ورد نمیشود قضاء او واوست حکیم و دانای آگاه بدریستی که فتح خداوند نزدیک است.))
اما راجع بعدد و شماره و اسامی مقدسه أئمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین هم فقط به چند خبری که از طریق علماء بزرگ اهل سنت نقل شده استشهاد مینمایم و از اخبار متکاثره متواتره ای که از طریق عترت و اهل بیت طهارت رسیده صرفنظر مینمائیم
شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 76 ینابیع المودة از فرائد السمطین شیخ الاسلام حموینی از مجاهد از ابن عباس نقل مینماید که مرد یهودی نعثل نام مشرف شد خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مسادل چندی از توحید سئوال نمودحضرت هم جوابهائی دادند(که بمناسبت ضیق وقت از نقل آنها خودداری مینمائیم)آنگاه نعثل بشرف اسلام مششرف گردید بعد عرض کرد یا رسول الله هر پیغمبری وصی داشته و پیغمبر ما موسی بن عمران (علیه السلام)بیوشع بن نون وصیت نموده ما را خبر ده که وصی شما کیست حضرت فرمود ((ان وصیی علی ابن ابی طالب و بعده سبطای احسن و الحسین تتلوه تسعة أئمة من صلب الحسین =وصی من علی بن ابی طالب است و بعد از او دو دختر زاده من حسن وحسین و بعد از ایشین نه نفر امامان از صلب حسین (علیه السلام میباشند)) نعثل عرض کرد تمنادارم اسامی شریفه ایشان را برای من بیان فرمائی حضرت فرمود ((اذا مضی الحسین فابنه علی فاذا مضی علی ابنه محمد فاذا مضی محمد فابنه جعفر فاذا مضی جعفر فابنه موسی فاذا مضی موسی فابنه علی فاذا مضی علی فابنه محمد فاذا مضی محمد فابنه علی فاذا مضی علی فابنه الحسن فاذا مضی الحسن فابنه الحجة محمد المهدی فهولاء انثنا عشر))پس از ذکر اسامی امامان نه گانه و توضیح دادن آنکه هر پدری در گذشت پسرش بجای پدر امام است تا امام دوازدهم که بنام محمد مهدی معرفی فرموده ذیل خبر مفصل است که طریقه شهادت هر یک را سئوال نموده و حضرت جواب داده آنگاه نعثل گفت ((اشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله و اشهد انهم الاوصیاء بعدک=شهادت میدهم بوحدانیت خدا و رسالت شما و شهادت میدهم که آن دوازده نفر اوصیاء بعد از شما میباشند هر آینه بتحقیق آنچه فرمودی در کتب انبیاء پیشین دیده ام و در وصیت نامه حضرت موسی کاملا ثبت است.
آنگاه حضرت فرمود((طوبی لمن احبهم و اتبعهم و ویل لمن ابغضهم و خالفهم =بهشت برای کسی است که آنها را دوست بدارد و متابعت کند و جهنم برای آنکس است که آنها را دشمن بدارد و مخالفت کند)) آگاه نعثل در حضور آنحضرت اشعاری انشاء نمود و گفت؛
صلی الله ذوالعلی علیک یا خیر البشر
انت النبی المصطفی و الهاشمی المفتخر
بکم هدانا ربنا ئ فیک نرجواما امر
و معشر سمیتهم أئمة اثنی عشر
حباهم رب العلی ثم اصطفاهم من کدر
قدفاز من والاهم وخاب من عادی الزهر
آخرهم یسقی الظما و هو الامام المنتظر
و عترت الاخیار لی و التابعین ما امر
من کان عنهم کعرضا فسوف تصلاه سقر
ونیز خواجه کلان در باب 76 ینابیع المودة از مناقب خوارزمی از واثلة بن اسقع ابن قرخاب از جابر بن عبدالله انصاری-.ابوالمفضل شیبانی از محمد بن عبدالله بن ابراهیم شافعی و او بسند خود از جابر انصاری(که از اصحاب خاص رسول الله (ص)) بوده است نقل مینماید که گفت مردی از یهود بنام جندل بن جنادة بن جبیر خدمت خاتم الانبیاء (ص)مشرف شد بعد از سئوال مسائل توحید و شنیدن جوابهای کافی شهادتین بر زبان جاری ومسلمان شد آنگاه عرض کرد شب گذشته در عالم رویا خدمت موسی بن عمران رسیدم بمن فرمود که ((اسلم علی ید محمد خاتم الانبیاأ و استمسک اوصیاء من بعده=اسلام بیاور بر دست محمد خاتم الانبیاء(ص) و متمسک شو به اوصیاء بعد از او))حمد خدا را که مرا مشرف بدین اسلام فرمود اینک بفرما اوصیاء شما کیانند که بآنها متمسک گردم حضرت فرمودند اوصیاء من دوازده نفرند (آن مرد یهودی )عرض چنین است(که فرمودید)من هم همین قسم در توراة یافته ام ممکن است اسامی آنها را برای من بیان فرمائی.حضرت(پیامبر(ص))فرمودند((او لهم سید الاوصیاء ابو الائمه علی ثم الحسن و الحسین=اول آنها سید و آقای اوصیاء و پدر امامان علی علیه الیلام و پس از آن دو فرزندش حسن و حسین اند))تو این سه نفر را ملاقات میکنی آنگاه عمرت بآخر میرسد در وقتیکه زین العابدین متولد گردد و آخرین زاد و توشه تو از دنیا یک شربت شیر خواهد بود پس متمسک باش بایشان مبادا جهل جهال ترا مغرور نماید .(مرد یهودی)عرض کرد من در تورة و کتب انبیاء اسم علی و حسن و حسین را به نام ایلیا و شبر وشبیر دیده ام تمنا دارم اسامی بعد از حسین را بیان فرمائی حضرت فرمودند((اذا انقضت مدة الحسین فالامام ابنه علی یلقب بزین العابدین فبعده ابنه محمد یلقب بالباقر فبعده ابنه جعفر یدعی بالصادق فبعده ابنه موسی یدعی بالکاظم فعبده ابنه علی یدعی بالرضا فعبده ابنه محمد یدعی بالتقی و الزکی فعبده ابنه علی یدعی بالنقی والهادی فبعده ابنه الحسن یدعی بالعسکری فبعده ابنه محمد یدعی بالمهدی و القائم و الحجة فیغیب ثم یخرج فاذا خرج یملاءالارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما=پس از اینکه پیامبر اسمی نه نفر امامان بعد از ابا عبدالله الحسین را با لقبهای آنها بیان نمود فرمود نهمی آنها محمد مهدی قائم و حجة غایب میشود پس از آن خروج مینماید و زمین را پر از عدل و داد میکند هم چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.طوبی للصابرین فی غیبته طوبی للمتقین علی محبتهم اولئک الذین وصفهم الله فی کتابه و قال هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب ثم قال تعالی اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم الغالبون=یعنی بهشت برای صبر کنندگان در غیبت آنحضرت است و بهشت برای باقی ماندگان در محبت آنهاست آنها هستند که خداوند در قرآن مجید آنها را وصف نموده که اهل( که قرآن مجیدآنها را هدایت مینماید)کسانی هستند که ایمان بغیب میآورند(که مراد غیبت آنحضرت است)وآنها هستند حزب الله که در قرآن میفرماید بدانید که حزب خدا غالب اند.))
ابوالمویدموفق بن احمد اخطب الخطباء خوارزمی در مناقب بسند خود نقل مینماید ازابو سلیما راعی رسول خدا (ص) که گفت شنیدم از آنحضرت که میفرمود(( در شب معراج خدای متعال بمن وحی فرمود که یا محمد نظرکردم بسوی اهل زمین و تو راا از میان ایشان برگزیدم و نامی از نامهای خود برای تو جدا کردم یاد نشوم درجای مگر آنکه تو با من یاد شوی من محمودم و تو محمد(ص)بعد از تو علی را از میان اهل زمین برگزیدم و نامی از نامهای خود را برای او جدا کردم منم اعلی و اوست علی (ع) یا محمد تو و علی و فاطمه و حسن و حسین و أمامان از اولاد سین را آفریدم از نور خود و ولایت شما را بر آسمانها و زمینها عرض کردم پس هر کس قبول کرد از مومنان است و هر کس انکار کرد از کافران است یا محمد میخواهی ایشانرا ببینی عرض کردبلی خطاب فرمود((انظر الی یمین العرش فنظرت فاذا علی و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و محمد المهدی ابن الحسن کانه کوکب دری بینهم =نظر کن بطرف راست عرش چون نظر کردم دیدم(دوازده نفر اوصیاء خود را)و اسمهای آنهارا یک یک بیان نمود تا آنکه فرمود محمد مهدی فرزند حسن در میان آنها مانند کوکب دری و ستاره درخشان بود آنگاه خطاب الهی رسید ((یا محمد هولاء حججی علی عبادی و هم اوصیاوک=یعنی اینها حجتهای منند بر بندگان من و اوصیا ء تو هستند.)).
گمان میگنم برای اثبات مدعای شیعیان در مقابل آن اشخاصی که میگویند اعداد و أسامی أئمه اثنا عشر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نرسیده همین سه خبر من باب نمونه از طرف روات معتبره أکابر علمای سنت و جماعت بمقتضای وقت مجلس کافی باشد.
و اگر کسی طالب بیش از اینهاست مراجعه کند بمناقب خوارزمی و ینابیع المودة سلیمان بلخی حنفی وفرائد السمطین حموینی و مناقب محدث فقیه ابن مغازلی شافعی و مودة القربی میر سید علی همدانی شافعی و فصول المهمه مالکی و مطالب السئول محمد بن طلحه شافعی و تذکره سبط ابن جوزی و دیگران از علماء که همگی ازأفاضل و اکابر و بزرگان اهل تسنن هستند تا ببیند زیاد از صد خبر از طرق دانشمندان اهل تسنن و جماعت درباره خلفاء و أئمه اثنا عشر بعد از رسول اکرم (ص) رسیده باستثناء أخبار شیعه که لا تعد و لا تحصی است.
و از دیگر دانمشندان اهل سنت جناب میر سید علی همدانی شافعی در مودة دوازدهم از مودة القربی نقل مینماید از عمر بن قیس که گفت ما در حلقه ای که عبدالله بن مسعود در او بود نشسته بودیم اعرابی آمد سئوال نمود کدام یک از شما عبدالله هستید؟عبدالله گفت من هستم یا عبدالله آیا پیغمبر (ص) از خلفاء بعد از خود بشما خبر داد؟در جواب گفت بلی پیغمبر فرمود ((الخلفاء بعدی اثنا عشر عدد نقباء بنی اسرائیل= یعنی خلفاء بعد از من دوازده میباشند بعدد نقباء بنی اسرائیل(که دوازده نقیب بودند)))و نیز از شعبی از مسروق از عبدالله شیبه این خبر را نقل نموده.
و نیز از جریر از اشعث از عبدالله بن مسعود و از عبدالله بن عمر از جابر بن سمره همگی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل نوده اند که فرمود؛ ((الخلفاء بعدی اثناعشر بعدد نقباء بنی اسرائیل))و در خبر عبدالملک است که فرمود؛ ((کلهم من بنی هاشم=یعنی آن دوازده خلیفه بعد از من که بعدد نقباء بنی اسرائیل اند تمام از بنی هاشم اند)).
علاوه بر این کتابها که ذکر نمودیم سایر علمای مهم اهل تسنن در کتابهای خود متفرقا باقتضای هر محلی اخباربسیاری در این باب آورده اند که خواجه کلان سلیمان بلخی باب 77 ینابیع المودة را اختصاص باین موضوع داده و اخبار بسیاری در این باب نقل نموده از شیخین و ترمذی و أبی داود و مسلم و سید علی همدانی و شعبی و غیرهم.
ازجمله گوید یحیی بن حسن فقیه در کتاب عمده از بیست طریق نقل نمده که؛ ((ان الخلفاء بعد النبی صلی الله علیه و آله اثنا عشر خلیفه کلهم من قریش=خلفاء بعد از پیغمبر (ص) دوازده خلیفه میباشند که تمامشان از قریش اند.
و از بخاری(که معتبرترین دانشمندن در نزد دانشمندان اهل سنت میباشد)از سه طریق و مسلم از نه طریق و أبی داود از سه طریق و ترمذی از یک طریق و حمیدی از سه طریق نقل نموده اند که رسول اکرم (ص) فرمود ؛ ((خلفاء و امامان بعد از من دوازده نفرند تمام آنها از قریش اند و در بعض از آنها اخبار است که کلهم من بنی هاشم=تمام آنها از بنی هاشم هستند)).
تا آنجا که در ص 446 گویدبعض از محققین علماء(یعنی علماء عامه و اهل تسنن) گفته اند احادیث داله بر اثبات امامت خلفاء بعد از رسول الله (ص) از تعیین عدد خلفاء بعد خود أئمه اثنا عشر از اهل بیت و عترت خودش میباشد- و ممکن نیست مطابقت این احادیث با خلفاأ از صحابه بعد از آنحضرت چه آنکه پیغمبر تعیین عدد دوازده فرموده (وآنها چهار بودند).
. نیز حمل نمی شود بر سلاطین بنی امیه برای آنکه از دوازده نفر بیشتر بودند (سیزده نفر بودند)علاوه بر آنکه همگی ظالم بودند با استثناء عمر بن عبد العزیز(در اثبات ظلم عمر هم کافی است در غضب خلافت و خانه نشین نمودن امام وقت از فرزندان رسول الله (ص))و از بنی هاشم هم نبودند نظر به فرموده آن حضرت(پیامبر(ص((که؛ ((کلهم من بنی هاشم)).وننیز حمل بر ملوک بنی عباس هم نمیشود برای آنکه عدد آنها بیشتر از دوازده نفر بوده(سی پنج نفر بودند) و ابدا هم رعایت ننمودند توصیه خداوند متعال را در باره عترت که در سوره(شوری)فرمود ((قل لا اسئلکم علیه اجرا الا مودة فی القربی -و حدیث (متواتر)کساء.پس لابد باید حمل شود اینهمه اخبار و احادیث وارده از رسول لکرم (ع) بر امامان دوازده گانه از عترت و اهل بیت طهارت پیغمبر (ص)(بعقیده امامیه اثنا عشریه)((لانهم کانوا اعلم اهل زمانهم و اجلهم و اورعهم و اتقاهم و اعلاهم نسبا و افضلهم حسبا واکرمهم عندالله و کان علومهم عن آبائهم متصلا بجدهم و بالوراثة و اللدنیة کذا عرفهم اهل العلم و التحقیق و اهل الکشف و التوفیق=برای آنکه آنها أعلم و أجلا و أورع و أتقای أهل زمانشان بودند و بالاتر از آنها از حیث نسب و افضل آنها از حیث حسب و گرامی ترین آنها نزد پروردگارند و علوم آنها ارثا(و موهبا)از طریق پدرانشان متصل برسول الله (ص) بوده و اهل علم و تحقیق کشف کنندگان با توفیق آنهارا باین قسم تعریف و معرفی نمودند.))و تأئید میکند این عقاید را که مراد پیغمبر (ص) از تعیین خلفاأ بعد از خود امامان دوازده گانه از عترت و اهل بیت او میباشند حدیث شریف ثقلین که طبق روایات صحیحیه شیعه و سنی بحد تواتر رسیده(که بالای پانصد سند تنها و تنها از علمای اهل سنت دارد )) که آنحضرت فرمود ؛ ((انی تارکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدها ابدا))
برای خاتمه مطلب ،خبری نثار روح منکرین ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه مینمائیم و این خبری است که یکی از بزرگان علمای اهل سنت به نام شیخ الاسلام حموینی در فرائد السمطین از محدث فقیه شافعی ابراهیم بن یعقوب کلابادی بخاری و خواجه کلان شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع المودة از جابر بن عبدالله انصاری نقل مینماید که رسول اکرم (ص) فرمود((من أنکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل علی محمد صلی الله علیه و سلم=کسیکه منکر خروج حضرت مهدی باشد محققا کافر است بآنچه نازل گردیده بر محمد صلی الله علیه وآله و سلم.)).